همهی ما احتمالاً این تجربه را داشتهایم: با دوچرخه کورسی (جاده) در حال لذت بردن از سرعت هستید که ناگهان جاده آسفالت تمام میشود و به یک مسیر خاکی زیبا میرسید، اما مجبورید مسیر را کج کنید چون تایرهای باریک شما طاقت آن مسیر را ندارند. یا شاید با دوچرخه کوهستان در اتوبان رکاب میزنید و آرزو میکردید کاش دوچرخهتان کمی سبکتر و سریعتر بود. اینجاست که دوچرخه گراول (Gravel Bike) وارد بازی میشود؛ پدیدهای که در سالهای اخیر دنیای دوچرخهسواری را تکان داده است.
گراولبایک نه یک مد زودگذر، بلکه پاسخی به نیاز دوچرخهسوار مدرن است: کسی که میخواهد سرعتِ یک دوچرخه مسابقهای را داشته باشد، اما محدود به مسیرهای صاف آسفالت نباشد. این دوچرخهها طراحی شدهاند تا مرزها را جابهجا کنند؛ از جادههای آسفالت شهری گرفته تا مسیرهای شنی، خاکی و حتی مالروهای جنگلی.
در این مقاله از مجله دوچرخونه، قصد داریم به عمق دنیای «گراول» سفر کنیم. بررسی میکنیم که این دوچرخهها دقیقاً چه تفاوتی با مدلهای جاده و کوهستان دارند، چرا در ایران به شدت محبوب شدهاند و آیا واقعاً آنقدر که میگویند «همهکاره» هستند؟
اگر شما هم به دنبال یک دوچرخه برای همهجا هستید، تا انتهای این راهنما با ما همراه باشید.
تفاوتهای کلیدی؛ گراول در مقابل کورسی (Road) و کوهستان (MTB)
بسیاری از دوچرخهسواران در نگاه اول، دوچرخه گراول را با دوچرخه کورسی اشتباه میگیرند، اما وقتی دقیقتر میشویم، تفاوتهای مهندسیشدهای را میبینیم که شخصیت این دوچرخه را کاملاً متمایز میکند. در اینجا سه تفاوت اصلی را بررسی میکنیم:
الف) هندسه بدنه (Geometry)؛ راحتی در مسافتهای طولانی
برخلاف دوچرخههای کورسی که شما را در یک موقعیت آیرودینامیک و تهاجمی (خمیده) قرار میدهند، دوچرخه گراول هندسه «آرامتر» و عمودیتری دارد.
-
پایداری بیشتر: فاصله بین دو چرخ (Wheelbase) در گراولبایک بیشتر است. این موضوع باعث میشود در سرازیریهای خاکی، دوچرخه لرزش کمتری داشته باشد و کنترل آن راحتتر باشد.
-
پیشانی بلندتر: لوله پیشانی (Head tube) بلندتر باعث میشود کمر شما صافتر قرار بگیرد که برای سفرهای طولانیمدت فوقالعاده است.
ب) لاستیکها و فضای عبور (Tire Clearance)
شاید ملموسترین تفاوت در لاستیکها باشد. در حالی که یک دوچرخه کورسی معمولاً لاستیکهایی با پهنای ۲۵ تا ۲۸ میلیمتر دارد، گراولبایکها فضایی برای لاستیکهای ۳۵ تا ۵۰ میلیمتری فراهم میکنند.
-
آجهای همهکاره: لاستیک گراول معمولاً در مرکز صاف است (برای سرعت در آسفالت) و در کنارهها دارای آجهای برجسته (برای چسبندگی در پیچهای خاکی).
-
فشار باد کمتر: استفاده از سیستمهای تیوبلس در گراول اجازه میدهد با فشار باد کمتر رکاب بزنید، که نتیجه آن نرمی فوقالعاده و جذب لرزشهای مسیرهای سنگلاخی است.
ج) سیستم ترمز و انتقال قدرت
در دنیای گراول، ترمزهای دیسکی (ترجیحاً هیدرولیک) پادشاهی میکنند.
-
ترمزگیری مطمئن: برخلاف ترمزهای لقمهای قدیمی، دیسکها در گل و لای و باران قدرت خود را از دست نمیدهند.
-
دامنه دنده گسترده: گراولبایکها معمولاً از طبققامههای کوچکتر و خودروهای (کاست) بزرگتر استفاده میکنند. این یعنی شما در جادههای کفی ممکن است به سرعتِ یک کورسیسوار حرفهای نرسید، اما در عوض میتوانید از شیبهای تند خاکی که حتی دوچرخههای کوهستان در آن به زحمت میافتند، به راحتی بالا بروید.
| ویژگی | کورسی (Road) | گراول (Gravel) | کوهستان (MTB) |
|---|---|---|---|
| سرعت در آسفالت | بسیار بالا | بالا | متوسط |
| توانایی خاکی | بسیار ضعیف | عالی | فوقالعاده |
| راحتی سواری | متوسط | زیاد | بسیار زیاد |
| وزن | بسیار سبک | سبک | نسبتاً سنگین |
فرمانهای عریض و خاص (Flare Handlebars)؛ کنترل در دستان شما
اگر به یک دوچرخه گراول از روبهرو نگاه کنید، اولین چیزی که توجه شما را جلب میکند، زاویه عجیب فرمان آن است. برخلاف فرمانهای دوچرخه کورسی که کاملاً عمودی و موازی هستند، در دوچرخههای گراول قسمت پایینی فرمان (Drop) به سمت بیرون متمایل شده است. به این زاویه بیرونزدگی، در اصطلاح فنی Flare گفته میشود.

چرا فرمان گراول به سمت بیرون کج است؟
این طراحی صرفاً برای زیبایی نیست، بلکه چندین مزیت حیاتی در مسیرهای ناهموار دارد:
-
پایداری و کنترل دوچندان: وقتی دستان شما در قسمت پایینی فرمان (که پهنتر است) قرار میگیرد، اهرم بزرگتری برای کنترل چرخ جلو دارید. این ویژگی در مسیرهای شنی یا سرازیریهای خاکی که چرخ جلو تمایل به انحراف دارد، به شما کمک میکند تا دوچرخه را با تسلط کامل مهار کنید.
-
فضای بیشتر برای کیفهای فرمان: از آنجایی که انتهای فرمان به سمت بیرون باز شده است، فضای بین دو دسته فرمان بازتر میشود. این موضوع اجازه میدهد تا کیفهای بزرگ مخصوص بایکپکینگ (Handlebar Bags) را بدون ایجاد مزاحمت برای دستها یا اهرمهای دنده و ترمز، روی فرمان نصب کنید.
-
تغییر وضعیت مچ دست: در رکابزنیهای طولانی، ثابت ماندن دست در یک حالت باعث خستگی و بیحسی میشود. زاویه Flare به مچ دست اجازه میدهد در حالتی طبیعیتر قرار بگیرد و فشار کمتری به اعصاب دست وارد شود.
-
تخلیه فشار از شانهها: پهنای بیشتر در قسمت پایین فرمان باعث بازتر شدن قفسه سینه میشود که علاوه بر بهبود تنفس در سربالاییها، فشار را از روی عضلات شانه و گردن برمیدارد.
کدام میزان Flare برای شما مناسب است؟
فرمانهای گراول با زوایای مختلفی تولید میشوند؛ از ۱۲ درجه (برای کسانی که بیشتر در جاده هستند) تا ۲۴ درجه یا بیشتر (برای ماجراجویانی که مسیرهای فنی و خاکی را ترجیح میدهند). هرچه این زاویه بیشتر باشد، دوچرخه در مسیرهای سخت پایدارتر، اما در جادههای کفی کمتر آیرودینامیک خواهد بود.
سیستم دنده؛ سادگی در عین کارایی (1x در مقابل 2x)
انتخاب سیستم دنده در دوچرخههای گراول، مستقیماً به سبک رکابزنی و مسیرهای مورد علاقه شما بستگی دارد. در این سبک، دو رویکرد متفاوت وجود دارد که هر کدام طرفداران خاص خود را دارند:
سیستم تکطبق (1x – One-By)؛ سادگی و اطمینان
این سیستم که از دنیای دوچرخههای کوهستان وام گرفته شده، در حال حاضر محبوبترین گزینه برای گراولسواران است. در این چیدمان، شما فقط یک طبققامه در جلو دارید و خبری از طبقعوضکن نیست.
-
مزایا:
-
کاهش وزن: حذف طبقعوضکن و کابل مربوطه.
-
تمرکز بیشتر: فقط یک دسته دنده برای مدیریت وجود دارد، پس اشتباه در تعویض دنده به حداقل میرسد.
-
ریزش کمتر زنجیر: به دلیل طراحی خاص دندانههای طبق (Narrow-Wide)، احتمال افتادن زنجیر در تکانهای شدید جاده خاکی بسیار کم است.
-
نظافت آسانتر: گل و لای کمتری در اطراف پیشرانه جمع میشود.
-
سیستم دوطبق (2x – Double)؛ پوشش تمامی سرعتها
این سیستم مشابه دوچرخههای کورسی سنتی است که از دو طبق در جلو استفاده میکند.
-
مزایا:
-
فواصل دنده کوتاهتر: به شما اجازه میدهد دقیقترین دنده را برای حفظ «کادنس» (تعداد دور پا) پیدا کنید.
-
سرعت نهایی بالاتر: در جادههای کفی آسفالت، ترکیب طبق بزرگ جلو و خودروهای کوچک عقب، سرعت بیشتری به شما میدهد.
-
مناسب برای تورینگ: اگر قصد دارید دوچرخه را با کیفهای سنگین تجهیز کنید، دندههای بیشتر به شما کمک میکند تا در شیبهای تند انرژی کمتری مصرف کنید.
-
کلاچ شانژمان؛ تکنولوژی حیاتی گراول
یکی از تفاوتهای مهم شانژمانهای مخصوص گراول (مانند Shimano GRX یا SRAM Force XPLR) داشتن مکانیزم کلاچ است. کلاچ از نوسان شدید زنجیر در مسیرهای ناهموار جلوگیری میکند. این یعنی زنجیر شما به تنه دوچرخه برخورد نمیکند و صدای اضافی یا پریدن دنده نخواهید داشت.
پیشنهاد دوچرخونه برای خرید: اگر بیشتر وقت خود را در مسیرهای ماجراجویانه، گلی و تپههای تند میگذرانید، سیستم 1x بهترین دوست شماست. اما اگر از دوچرخه گراول خود به عنوان دوچرخه تمرینی جاده هم استفاده میکنید، سیستم 2x تطبیقپذیری بیشتری به شما میدهد.
بایکپکینگ و سفر؛ جفتِ جدانشدنیِ دوچرخه گراول
اگر دوچرخههای کوهستان برای هیجان و دوچرخههای کورسی برای سرعت ساخته شدهاند، دوچرخههای گراول برای «کشف کردن» طراحی شدهاند. ترکیب توانایی عبور از جادههای خاکی و راحتی در مسیرهای طولانی، گراولبایک را به محبوبترین گزینه برای بایکپکینگ (Bikepacking) تبدیل کرده است.
بایکپکینگ چیست؟
بایکپکینگ در واقع همان تورینگ یا سفر با دوچرخه است، اما با رویکردی مدرنتر و سبکتر. به جای استفاده از ترکبندهای سنگین و خورجینهای بزرگ که تعادل دوچرخه را در مسیرهای خاکی به هم میزنند، در بایکپکینگ از کیفهایی استفاده میشود که مستقیماً به تنه، زیر زین و روی فرمان متصل میشوند.
چرا گراولبایک بهترین همراه سفر است؟
-
نقاط اتصال متعدد (Mounts): بدنه دوچرخههای گراول برخلاف مدلهای کربنی مسابقهای، پر از جای پیچ (Bosses) است. شما میتوانید روی دوشاخ جلو، زیر لوله تنه و حتی روی لوله بالا، چندین قمقمه یا کیف ابزار نصب کنید.
-
توزیع وزن عالی: هندسه پایدار گراولبایک اجازه میدهد حتی با داشتن ۱۰ کیلوگرم بار در کیفهای بایکپکینگ، کنترل دوچرخه در پیچهای تند خاکی همچنان لذتبخش و ایمن باقی بماند.
-
فرار از ترافیک و شلوغی: با یک دوچرخه گراول، سفر شما به جادههای آسفالت ختم نمیشود. شما میتوانید از میانبرهای جنگلی، جادههای خاکی بینروستایی و مسیرهای مالرو عبور کنید؛ جایی که هیچ خودرویی حضور ندارد و سکوت طبیعت حاکم است.
تجهیزات ضروری برای اولین سفر گراولی:
-
کیف زیر زین (Saddle Bag): برای قرار دادن کیسه خواب و لباسهای اضافی.
-
کیف داخل تنه (Frame Bag): بهترین مکان برای وسایل سنگین مثل پاوربانک و ابزارآلات (برای حفظ مرکز ثقل دوچرخه).
-
کیف فرمان (Handlebar Bag): برای دسترسی سریع به تنقلات، نقشه و دوربین.
یک نکته طلایی: به یاد داشته باشید که در سفرهای بایکپکینگ، احتمال پنچری یا پارگی زنجیر در نقاط دورافتاده بیشتر است. همیشه ابزارهای چندکاره و سبک (مانند KMC Chain Aid که در مقالات قبلی بررسی کردیم) را در کیف بدنه خود داشته باشید. این ابزار در بخش ابزار دوچرخونه در دسترس شما هستند.
آیا دوچرخه گراول برای شما مناسب است؟ (راهنمای انتخاب نهایی)
بعد از تمام این توضیحات، شاید از خودتان بپرسید: «بالاخره گراولبایک بخرم یا نه؟». پاسخ به این سوال بستگی به این دارد که شما «کجا» و «چطور» رکاب میزنید. دوچرخه گراول یک آچار فرانسه است، اما حتی آچار فرانسه هم برای باز کردن هر پیچی بهترین گزینه نیست!
این دوچرخه برای شما ساخته شده اگر:
-
عاشق ماجراجویی هستید: اگر دوست دارید از جاده اصلی خارج شوید و مسیرهای ناشناخته خاکی را بدون نگرانی از پنچری یا آسیب به دوچرخه رکاب بزنید.
-
فقط فضای نگهداری از یک دوچرخه را دارید: اگر میخواهید با همان دوچرخهای که وسط هفته به سر کار میروید، آخر هفته در مسابقات جاده شرکت کنید و گاهی هم به دل طبیعت بزنید.
-
راحتی برایتان اولویت است: اگر سرعت دوچرخههای جاده را دوست دارید اما با خشکی بیش از حد تنه و موقعیت نشستنِ خمیده آنها مشکل دارید.
-
قصد سفر (بایکپکینگ) دارید: اگر به دنبال تجربهی کمپینگ با دوچرخه و حمل تجهیزات در مسیرهای بکر هستید.
این دوچرخه برای شما مناسب نیست اگر:
-
فقط در پیستهای مسابقهای رکاب میزنید: اگر ثانیهها برایتان مهم هستند و فقط در آسفالت صاف تمرین میکنید، یک دوچرخه Road/Race سبکتر و سریعتر خواهد بود.
-
عاشق مسیرهای صخرهای و پرشی هستید: گراولبایک برای جادههای شنی و خاکی طراحی شده؛ اگر قصد دارید از صخرههای بزرگ پایین بپرید یا در پیستهای شدیداً فنی کوهستان (Downhill) رکاب بزنید، حتماً یک MTB دوکمک بخرید.
نتیجهگیری: دوچرخه گراول، آزادی در رکابزنی است
دوچرخه گراول بیش از آنکه یک “محصول” باشد، یک “فلسفه” است. فلسفهی اینکه خودتان را محدود به خطکشیهای آسفالت نکنید. در ایران با توجه به تنوع جادههای کویری، جنگلی و کوهستانی، گراولبایک یکی از منطقیترین گزینهها برای لذت بردن از طبیعت بکر است.
💬 سوال از شما:
به نظر شما در جادههای اطراف شهرتان، کدام ویژگی گراولبایک (تایرهای پهن یا فرمان خاص) کاربردیتر است؟ نظراتتان را برای ما بنویسید تا در مقالات بعدی بیشتر به آنها بپردازیم.